خرید بک لینک

همیشه یه خانومی هست تو اتوبوس که باید جامو باهاش عوض کنم. دیگه تک صندلی نمیگیرم از این به بعد که خیالم از اول راحت بشه

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:40

عمو زنجیرباف، زنجیرتو بنازم

چشم منو انجیرتو بنازم...

پ.ن: حسین پناهی

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:40

بابام میگه اخیرا دو بار تو خواب گریه کرده بعد بلند شده دیده چشاش خیسه. تصورش خیلی خنده داره برام

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:40

عمو زنجیرباف، زنجیرتو بنازم

چشم منو انجیرتو بنازم...

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:40

کی بردم خراب شده بعضی از دکمه هاش کار نمیکنه از جمله حرف الف. باید با کی برد مصنوعی خود ویندوز تایپ کنم. تا بخوام یه چیزی بنویسم پدرم در میاد

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:40

روزی روزگاری مرد مهربونی با خانواده اش در یک روستایی زندگی می کردند. این مرد دختری داشت و یه همسایه ای داشتند که پسر همسایه دخترش رو می خواست. ولی پسر همسایه پسر بدی بود و دخترش اونو نمی خواست. وقتی دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:40

اگه مثلا به مادرم بگم :"مامان! ما داریم فلان چیزو می سازیم تو شرکت" بهم میگه: "اول درساتو بخون دکترا و پست دکتراتو بگیر و بعد استاد دانشگاه شو بعد هرکاری می خوای بکن!"

کلا تعریفش از مهندس فرق داره

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:40

دیگه نمی نویسم. اگه بدی دیدید حلال کنید خدانگهدارتون

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:40

موقع غروب تنهایی خیلی می چسبه

مخصوصا اگه هندزفری تو گوشت باشه و به آهنگ سنتی مشتی گوش بدی و یه لیوان چای خوش رنگ کنارت باشه

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 22:22

کلمات حق آزادی زیادی برا خودشون قائل اند. اگه زندانیشون کنی اذیتت میکنن و اگه رهاشون کنی باهات مهربون میشن

برچسب: نویسنده: هستی شریعتی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 22:22

صفحه بندی